تبليغاتX
ابریشم


ابریشم

هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست

 

 

 

وای گریه مون هیچ خنده مون هیچ ...

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 1:51 توسط مینا| |

 

من اگه می تونستم جلوی استبدادی خودمون رو می گرفتم من رو چه به این حرف ها و فکر ها .

دیگه حتی در موردش حرفم نزن .

...................................

ازتون متنفرم و دوست دارم کیلومتر ها ازتون دور باشم شاید این طوری بشه آروم گرفت .

فقط یه چیزی بود که این وسط وقتی بهش فکر می کنم خیلی گناه داشت . اونم اون معصومیت  و حساسسیت های بچگانه بود . که تموم شده .

........................

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 15:8 توسط مینا| |

 

 

پس این خدای مسلمانان کجاست؟

خدایی که گویا ۶۲۳۶ آیه سر داده . و دعا مستجاب می کند !

آیا او هم طرفدار "اح " است؟

 

...................

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 20:6 توسط مینا| |

 

رفتم رول بگیریم .

همین طوری که داشتم بو می کردم .

سر یازدهمی رو که باز کردم دلم ریخت پایین .

سه تا ازش گرفتم و برگشتم .

بوی مردادو می داد .

دلم از اون روزای مرداد می خواد که ساعت ۳ از کتابخونه برگردم بیام بستنی و ژله بگیرم . درباره رشته حرف بزنیم...

انگار هر چی بیشتر می گذره بیشتر به قداستت ایمان می آرم.

 ...........................................................

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:31 توسط مینا| |


Design By : Night Skin