ابریشم
هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست
گاهی مجبور میشی برای انجام تصمیمی که مدت هاست قادر به انجامش نیستی . از خودت برای خودت خصوصیت و رفتاری جلوه بدی که نداری نیستی و نمی تونی داشته باشی ولی این رفتار این حرف یا این چیز ساختگی محیط و آدم هاش رو مجبور می کنه که تو رو مجبور کنن این تصمیم رو عملی کنی .و من رها شدم از این ناتوانی به زور چیزی ساختگی که نداشتم!!!رهایی که چه زود یا چه دیرتر باید اتفاق می افتاد . ................ و باز فصل بد سرما و سرما خوردگی .از سه شنبه تو راه داروخانه ام یه دگزا و یه بتا و یه ۶.۳۳ و یه یک و دویست زدم انگار نه انگار هنوز تو گلوم پر از عفونته . ................... روزای قشنگیه زندگی سر زنده است . .................... و چقدر دلم برای شه رمین و مهسا تنگ شده . خدا کنه این هفته که میخوام برم خونه ببینمشون . ................... رفتم خونه شاید یه پست درباره مردم شناسی خوابگاهی نوشتم . من چه شادانم من چه شادانم من چه شادانم من چه شادانم من چه شادانم من چه شادانم -هی میچ؟ -هم؟ -آرامش که میگن همینه ؟ - فکر کنم . بهتره پنجره رو ببندم و رو شیشه اش دو تا چشم بزرگ بکشم انگار به دیده شدن بیشتر از دیدن نیاز دارم ! پ.ن: ار خوندنی های این روزا بود فکر کنم اینقد اذیتش کردم که وقتی بهش فکر کنه بگه راحت شدم . خلاصه دیروز هر کاری واسه گفتن این جمله اش در انتها کردم . و صوتی رو که لازم داشتم رو ذهنم ثبت کردم . پ.ن: تکه تکه کنار گذاشتن زندگی قدیم و شروع کردن یه نفس تنها اینقدر ها هم که فکر می کردم سخت نبود ! زن قدرت دارد و مرد توانایی زن خلق می کند و مرد نگه می دارد !! سخته تو چشات نگاه می کنه و دروغ می گه ولی وقتی فکر می کنی و می بینی که با این کار حس امنیت می کنه همه چیز رو فراموش می کنی . ................................. دلم چمدان بزرگ علویی رو می خواد فکر کنم حسابی قشنگ باشه . از امروز می رم می گردم ببینم می شه از کتابخونه دانشگاه چاپ قدیمی شو پیدا کرد یا نه!!. ............................. تو فکر یه پیج خصوصیم تو این فضای اونترنت!! برای شروع کردنش . و من ترکت می کنم مانند تمام چیزها و تمام افراد قبلی . روزهای عجیبی رو می گذرونم . میان و میرن . کل روز ذهنم مشغوله . بقیه رم کار می کنم رو چیزای مختلف باید مهارت هام کامل شن . مشغولم . برا تفریح کارای خونه رو انجام می دم ! پوستم داره کاملاً خوب و صاف میشه این برام خوشحال کننده است . به مقدار زیادی کمبود خواب دارم و کارای انجام نشده . ممممممممم خسته ام . شاید یه مدت نباشم . خرداد بوش دیونه ام می کنه . ۱۲ سال اول تحصیلم تموم شد . با ادبیات تموم شد . خوشحالم که دیگه نمی بینمت پویش . ..........................
| Design By : Night Skin |


