تبليغاتX
ابریشم


ابریشم

هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست

 

حس بهبود می کنم .

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:29 توسط مینا| |

 

۱۲ سال اول تحصیلم تموم شد .

با ادبیات تموم شد .

خوشحالم که دیگه نمی بینمت پویش .

..........................

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 9:31 توسط مینا| |

 

 

از اسارت متنفرم .

 

.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:51 توسط مینا| |

 

 

 

یعنی می تونم دوباره به تعادل برسم .

دوباره تو درونم حس خوشحالی کنم .

 

..........................

پ.ن:باور کنید مراد نفهمیدن شما نیست !!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:24 توسط مینا| |



کوتاهه ولی کم نیست !

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:59 توسط مینا| |


مده ای رفیق پندم

که به کار در نبندم

تو میان ما چی دانی ....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:1 توسط مینا| |



 من:کی ؟چی نوشتی؟


زیر لب می خنده و می گه ضایع فقط تو فایر فاکسی .



نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 16:21 توسط مینا| |


پس کی

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:28 توسط مینا| |



مینا . الف . انف .آلف . مینوله . میچ.  میشل . جوجو. می نی . مین جان . 

حالا هم یه جدیدش اضافه شده .

کارا صدام می زنه نا نا

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:22 توسط مینا| |

سه شبه که هر شب تا مرز بوسیدنت می رم . خوابام شده مثل این فیلم های عشقی چرت و پرت شب اول که پودر شدی و حتی پودرت به لبم نرسید شب دوم یهو تو دستام یکی دیگه شدی . شب سوم هم مردی . نصفه شبی از خواب می پرم و به وجود بی وجودت می خندم و باز می گیرم می خوابم !
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 19:12 توسط مینا| |


و کتاب فروشی ها پره از کتاب های فلسفی

حالم از این کتابا به هم می خوره

کتاب فروش یعنی یه آدم ریشی سیگاری با عطر غلیظ

کتابهای قدیمی سال 60

امکان نداره کتابی رو که بخوای گیر بیاری چون چاپش جدیدیه و مثل همیشه سفارش دادن که برسه و نیومده ...


نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:9 توسط مینا| |


تو با منی حس می کنمت

همین جا رو به روی خودم


......

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:45 توسط مینا| |


ردش کردم .

تموم شد .

یه ماه و اندی گذشت .

.........................

گاهی لازمه این دهان هم سرویس شود !

اصلاً مهم نیست چی شد . کی بود . چه طوری بود . اذیت شدم . لذت بردم .تنها شدم.

مهم اینه که الان قویم .


................

زنده باد زندگی

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:19 توسط مینا| |


Design By : Night Skin