تبليغاتX
ابریشم


ابریشم

هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست

 

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:21 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه . ابرو هایی خطی پوستی صاف

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه . ابرو هایی خطی پوستی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه . ابرو هایی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه . ابرو

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خوبه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی الان خ

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود ولی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا بود

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا آَنا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره اولا نا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل ندارم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

آخرین شب ساله .

مممم میشل چقد تو این یه سال بزرگ شد .

بهار سال قبل رو یادته ...

سال خوبی بود شیرین و نه سخت یه خورده فرسایشش زیاد بود .

از اولش تا مرداد .

از مهر تا وسط های دی

و از وسط های دی  تا وسط های اسفند .

 

الان خوبم .

این موجود صم بکم که رو به رومه مهربون تر از ایناس .

دوسش دارم گیاه جدیدمو.

................

سال خو بی خواهد بود با قیافه ای جدید چهره ای که الان دارم هیچی شباهتی به عید های قبل نداره  . ابرو هایی خطی پوستی صاف و ....

 

................

زنده باد زندگی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:23 توسط مینا| |

 

سرم رو می ذارم رو پاهاش

اشکام می ریزه پایین

دوست قدیمی من

چقدر آگاه و چقد دانا

می گم میدونی چیه این یکی رو دیگه  دوسش داشتم به خاطر همین ترکش کردم

می گه اشکال نداره این راهش نیست .

از دور که نمیشه

باید با کشورت و قوانینش کنار بیای

می دونم  .
هیچکی رو نمی خوام ...

..................

این کمال مهره دردسر نیست پاکترین چیزیه که لمسش کرد.

دلم واست  خیلی تنگه ...

.................

 پ.ن: می خوام تنها باشم .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 23:4 توسط مینا| |

 

 می خوام یادم بیاد موهام تو دستای باد

یادم بیاد دستات رو شونه هام

نوازش و بوسه هامون زیر بارون

تصغیرم کردی با چشات خیلی آروم

می خونم از تو

می خونم من از عشق

گرمی دستات این تپش سرکش

بهترین حسمو بهت هدیه می دم

می خوام دوست داشتن رو با تو یاد بگیرم

بیا با من باش آواز من باش

زیباترین ترانه ی آوای شب ها

چشات برق می زنه زیر نور مهتاب

صدای زمزمه هات رو می شنوم از باد

آرامش دو لبخند

آمیزش دو نگاه

حرفای نگفته

درخشش نور ماه

بذار غرق بشیم با هم تو صدای باد

از آغوش گرمو ستاره ها

آرامش من باش این حقه منه ...

"از این جا به بعد رو رپ می خونه که اگه بخوام بنویسم پدرم در اومده ولی جدی عاشق صدای خواننده اش شدم یه جوریه عجیب ولی می دونم خیلی دوست دارم صداشو ."

فائزه

۲۲/۱۲/۸۷

...........................................................

 پ.ن:

گفتا مگوی با کس تا گند آن در آید!

 

.........................

پ.ن: هیچی آرامش این روزای تنهایی رو نداره بی نظیره .

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 17:39 توسط مینا| |

 

 

س س س س شوار

سسس شوار

سسشوار

...

:)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 23:21 توسط مینا| |


می خوابم .خوابای بد. وقتی بیدار میشم می گم صد رحمت به بیداری.

بیدارم . حال بد,  کارای خسته کننده .

می رم بیرون فکر های خسته کننده .



نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 14:7 توسط مینا| |



.

.

..

...

من رفتم و حدیث گفتم :

آزادی به از بند چه با لبخند چه بی لبخند. 


پ.ن: چه روزه تو ذهنمه گفتم بنویسمش !





نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 21:22 توسط مینا| |


حرف که می زنم صدام تو دلم می پیچه !!

طنین داره !






نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:51 توسط مینا| |


بعضی از آدم ها حتی با اسم شون یه دنیا رو  تو ذهن زنده می کنن.

یه بوی خاص

یه هوای خاص

یه نیروی خاص تو دلت

خیلی چیزا رو .

و برای چند دقیقه هم که شده می ری تو فکر و از دنیای بیرونت جدا میشی . یه چیزی شبیه سفر روح . 



نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 13:52 توسط مینا| |




می بینی چقد تو دلم خالیه؟




نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 20:50 توسط مینا| |

 

ازت متنفرم.

.

.

---------------------------------------------------

پ.ن: وقتی کامنت دونی را می بندم یعنی نمی خواهم در باره اش  صحبت کنم !

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 7:27 توسط مینا|


نمی دونم این چه حسیه که وقتی به  آخرای یک کار می رسم دوست ندارم تمومش کنم!



نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 18:6 توسط مینا| |


نگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد .

این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود. 


...............................

 پ.ن: این روزا همه سربازین از دوستان و آشنایان  اینترنتیم 5 نفرشون سربازن!!!!!!

مد شده !!



نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:2 توسط مینا| |


جالب بود گفتم بخوانید بد نیست !



نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:12 توسط مینا| |


چقد این روزا بی حوصله ام .

.

.

.

.

.

.

.

.

.


نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 18:33 توسط مینا| |

 

یک کلام:

تا زمانی گه بودن رو تجربه نکنی نمی فهمی خوب چیه !

......................

دیشب خیلی فکر کردم ۱۵ تا آّنبات زنجفیلی خوردم و به این نتیجه رسیدم که من استعداد این کار رو ندارم .

من اون نیستم .

.........................................

حس ها چیز های مقدسی هستن راهی که می برن درسته .

 

 

 

نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:33 توسط مینا| |


فلش چیست؟

وسیله ایست که این روزها همه یکیشو دارن برای حمل و نقل ویروس در مجالس و مهمانی ها  !

گناهش چیست؟

قسم هایی که سر ویروسی نبودنش می خورن .


بابا به خدااین ... نیست !!




نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 13:18 توسط مینا| |


Design By : Night Skin