تبليغاتX
ابریشم


ابریشم

هیچ وقت برای تازه شدن دیر نیست




الهی دلخوشی باشه پناهت
گل های رازقی تن پوش راهت...
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:23 توسط مینا| |

یه احساسی هست که روز به روز تو درونم رشد می کنه و تو هیچ جایی تو دل من نداری .
و من به خودم دروغ می گم ارزشش رو داری؟
.......................
پیر مرد وقتی جایی حتی بویی ازت میاد دلم جمع میشه چی کردی که این چیز غریب تو سینه ام نسبت به اسمت هم کهیر می زنه .
......................
کی این ماه لعنتی تموم میشه من از جنون در بیام خدا می دونه.

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 14:42 توسط مینا| |

چه با کجاوه
چه با هواپیما
فاصله دورت نمی کنند
شعرم که بخواهد - اینجایی


تو به شیطنت
پنهان می شویی
و کلمات
در جست و جویت
پیر می شوند
چند عصا
 ساییده باشم و هنوز....


من که
به پلک زدنی
می یافتمت
چه بخوانم که شصت سال
دیر نشده باشد


موکِب و مَرکبِ رَهوارَ همند
-جوانی و خیال-
پیر - اما
خیالاتی نیست
چه با کجاوه
چه با هواپیما
دور که باشی - دوری


این گونه است:
چندی خیال می سرایی
چندی خیال می سرایدت
خیالی که شدی
دوستدارانی پیدا می کنی
که خیال نیستند
مجموعه ای انتشارت می دهند
با تیراژی واحد
که به سالی
شاید
چندمین اش را جشن بگیری
تو دیگر اما تکثیر شده ای
و بی که بدانی
پیر
نه تاب و پرهیز و
نه فرصت گریز
((حافظ)) می خوانی و
لب آنگونه می گزی
که مپرس

( این خانه واژه های نسوزی دارد  از محمد علی بهمنی)
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:54 توسط مینا| |

روشی که پیش گرفتم من رو پیشرفت نمیده . باید عوضش کنم روش اصلی رو پیش بگیرم اون چیزی که به شوقم می آره . این شوقه که باعث پیشرفت میشه نه چیز دیگه ای .

.بزرگ فکر کردن رو از یادبردم شدم شده یه چهار دیواره بدون پنجره این ذهن.
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:55 توسط مینا|

مسئله اینه که تکلیفم با خودم مشخص نیست . مگر نه هیچ منظور دیگه ای ندارم .


.....................


چه با کجاوه چه با هواپیما
خر که باشی خری.
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 19:19 توسط مینا| |

۱- امروز بعد از اینکه سومین بار بحث کردیم سعی کردم دیگه مثل گوسفند نباشم درسته که فقط یه سال دیگه اینجام و بعدش می رم و دیگه بر نمی گردم ولی این دلیل بر ساکتی من نمیشه وایسادم و برای اولین بار تو چشاش نگاه کردم و هر چی تو دلم بود گفتم . جالبه ناخود آگاه دیگه بعد از جر و بحث مثل همیشه بغض نکردم و گریه ام نگرفت . تو حرفام یه نامرد گفتم که قشنگ عمق ناراحت بودن از دستش رو بهش فهموند.

...........................

 

۲-برق نداریم این نیلو هم نشسته پای پنجره حرف می زنه و شرایط بیرون رو گزارش می کنه این گوگوشم که داره به چه شدتی می خونه .

 

................

۳- تصحیح می کنم دلت که دریا باشد تازه به وجود خدا پی میبری.*

................

۴- و او در من رخنه کرده بود .

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 0:15 توسط مینا|

هیچ احساسی مثل رضایت نیست.
وقتی دیگه مطمئنم تو زندگیم نیستی خیالم راحته .
لااقل کسی رو آزار نمی دم
.........................

امیدوارم تفاوت رو درک کنی.

بیگانه ای بر لب رودخانه

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:2 توسط مینا|

فقط می دونم خیلیه دلت دریا باشه.
خیلیه صبحها که از خواب بیدار میشی لبت شور باشه .
خیلیه...

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:4 توسط مینا|

اگر دلت از دریا باشد دیگر خدا را هم نمی خواهی.
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 16:15 توسط مینا|

طالبی که می خورم یاد تو می افتم مثل بافت طالبی یواشی.
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:2 توسط مینا|

دقیقاً اگه بخوام بگم
تنها چیزی که خوشاینده اینه که وقتی می تونم شارژش کنم احساس رضایت خاطر پیدا می کنم
شایدتنها اینه که ازرابطه مون نگهداری می کنه.
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:54 توسط مینا|

آخرین ضربه رو محکم تر بزن....
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 1:55 توسط مینا| |

سر جلسه ی امتحان بودم که یهویی آقای حسینی اومد از کنارم رد شد چشمم که به کفشاش افتاد خواب دیشبم یادم افتاد همزمان باهاش دلم هورتی ریخت پایین زود سوالا رو جواب دادم و یه بار با دقت خوندمشون ببین چیزی رو جا نذاشتم (در تاریخچه زندگی من بسیار پیش اومده که سوال جا بذارم و یا کلاً نبینمش!) بعدش حسابی به خوابم فکر کردم بسط های جالبی خود به خود تو ذهنم صورت گرفت که کلی معنی بود . یه مراقب جدید بود که تا حخالا ندیده بودم امده رد میشه میگه تموم شد می گم اهوم میگه خوب بده میگم دارم فکر می کنم سسسس
............................................

همیشه وقتی از لحاظ عاطفی کم می آوردم صورت مسئله رو پاک می کردم این دفعه گذاشتم آروم بیا ی تو زندگیم .
............................................
راست می گفت هر وقت دلم بخواد می تونم کات کنم به خاطر اینکه قبول ندارم . دوست دارم .
...........................................
1
.
.
.
2
.
.
.
3
.
.
.
بپر!!
...................................

امشب تمرینای این ماه رو شروع می کنم به من لذته .
.................................
همیشه وقتی قراره یه اتفاق مهمی تو زندگیش بیافته سر و کله اش پیدا میشه .می خواد دوماد بشه پنج شنبه عروسیشه الهی فداش بشم . ولی ته حرفاش ناراحتی بود و از اینکه به خاطر شرایط خانوادگیش نتونست انتخاب کنه که همسر و عشقش یکی باشن کلی با گوشه کنایه بهش گفتم وقتی عروسی می کنی دیگه عشقت زنته چند بار تاکیدی گفتم تازه از کجا می دونی اون تا حالا ازدواج نکرده باشه ؟
حتماً تاریخش رو یادم بمونه میچ یادت بمونه میچ یادت بمونه ....
...............................
مسیری که چند بار تکرار شد












نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:41 توسط مینا| |

تو خلقت خودم موندم یه ذره هم از احساس دیروز نمونده امروز صبح بازم نسبت بهش هیج احساسی نداشتم .من فوق العاده ام .
بیچاره !!!
...............
خانومه داره از در میاد تو میگه جای خوبیه؟
به نظرمن که نیارینش. دختره از زیر چشم غره میره انگار میخواد بگه این همه زحمتم بر باد فنا .
زودحرفم رو پس میگیرمو می گم هر جور خودش دوست داره تو دلم می گم سال آینده قیافهتو می بینم !!!
کاش زندگی کنترول زد داشت!! ولی بازم خدارو شکر شرایط خوبه .
..............

وقتی یاد بعضی از حرفای نیل میافتم دلم شاد میشه اون دفعه ساعت دونصف شب می خواستیم بخوابیم میگه این پسر همسایه از این دیوار وصل نشه از پنجره بیاد تو. مگه میمونه؟
...........
الان بوبو و نی نی دلش میان اینجا بعد از هم عروسک فرنگی رو میبینم به من لذته .
..............
این روزا هر وقت از خواب بیدار میشم صبح شب ظهر می بینم بابا تو اتاقمه سرش توکتابخونه است نمیدونم اونجا چی چی هست؟ هی کتاب میآره کتاب پس می بره!! خیلی با مزه است با اون عینک کجش دل منه.
...........

خوابم نمی بره چی کار کنم؟
اول من رو تصورکن
بعد از طرف من یه دونه بزن تو گوشت غلط کردی تو این همه کار وقتی خوابت نمی آد رفتی تو رختخواب!

..........
بنده امتیازم 29 شد تعادل دارم بین نیمکره راست و چپ
شما چه طور؟
تست

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:35 توسط مینا| |


Design By : Night Skin