|
my life
|
بازگشتت
دیدنت این روزها
یعنی شوقی جدید در تمام وجودم و گریزی عاشقانه از روزمرگی ها
هر چند چند ماهه باشه .
پ.ن: همه رو خوابوندن و تا نصف شب حرف زدن و بحث کردن باهات سر چیز هایی که می تونن درست باشن و به زندگیم آرامش و به روحم تجربه بدن با ذهنی چنین باز و بی محدوده خوشایند ترین هاست و تو مهربان ترین جنس خودتی .
پ.ن۲: شنا . به اندازه ی کافی خوابیدن . خوندن کتابهایی که دوسشون دارم . رفتن به پیست اسکیت . هر چقد که دلت بخواد راه رفتن . وقت کافی برای آشپزی . وقت کافی برای درست کردن کامپیوتر و رو به روی یه کامپیوتر نشستن که همش رستارت نمیشه . چیزهایی که یک سال ازشون محروم بودم الان لذت بخشن حتی اگه قرار باشه دوباره تکرارا بشه .